دیار عشق
اهل ديار عشقم
روزگارم تلخ است
تكه قلبي دارم، سرزميني از يخ، و دل تنهايي
آشنايي دارم ، بهتر از آنچه كه هست
اشكهايي ، بهتر از خنده مست
و خدايي كه هميشه با من است
آشنايم آن دل است
و خدايم آشناست
من مسلمان دلم
قبله ام اشك روان
جانمازم پاكي چشم زلال
شيشه تنهايي ها ، سجاده من
من وضو را با تپش دل مي گيرم
در نمازم با خدا رازونيازي مي كنم
آرزوها مي كنم ،شايد او داند كه
اهل ديار عشقم
روزگارم تلخ است
تكه قلبي دارم، سرزميني از يخ، و دل تنهايي
آشنايي دارم ، بهتر از آنچه كه هست
اشكهايي ، بهتر از خنده مست
و خدايي كه هميشه با من است
آشنايم آن دل است
و خدايم آشناست
من مسلمان دلم
قبله ام اشك روان
جانمازم پاكي چشم زلال
شيشه تنهايي ها ، سجاده من
من وضو را با تپش دل مي گيرم
در نمازم با خدا رازونيازي مي كنم
آرزوها مي كنم ،شايد او داند كه تنهاي خسته ام


+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 19:55 توسط حسرت - انتظار
|